تئاتر شورایی برای آموزشگری

علی ظفر قهرمانی نژاد

الف) کلیات
تئاتر شورایی اسلوبی کاربردی - آموزشی است که با اهداف تعلیمی و تربیتی محیطهای آموزشی کاملاً در انطباق است. این اسلوب را آگوستو بوال کارگردان، مربی و پژوهشگر برزیلی در دهه 1970 میلادی در کشور برزیل و بر اساس نظام آموزشی و پرورشی پائولو فریره، محقق و آموزشگرشهیر، بنیان نهاد. پائولو فریره در کتاب آموزشگری سرکوب شدگان دو نوع آموزش را از هم تفکیک کرد و اولی را ترجیح داد:
1) آموزش کنش انگیز یا فعال که نوآموز را صرفاً ظرفی برای انباشت اطلاعات نمی داند بلکه او را فعالانه درگیر تعلیم و تربیت خود می کند. این نوع آموزش یک سویه و سرکوبگرانه نیست بلکه با استفاده از راهکارهای مناسب امکان مداخله و پیشنهاد را برای نوآموزان در امر یادگیری فراهم می سازد و با میدان دادن به تجارب و دانسته های شخصی آنان حس خودباوری و مسؤلیت پذیری شان را تقویت می کند.
2) آموزش کنش گریز یا انفعالی که به شیوه ای تربیتی اشاره دارد که در آن نوآموز صرفاً پذیرای عمل و دانش «شخصی دیگر» است. او در این سیستم طوطی وار می آموزد و تشویق می شود تا بی هیچ ابتکاری آموخته های خود را باز پس دهد.
تئاتر شورایی متأثر از الگوی ابتکاری نخست شکل گرفته است. جهانی که این نوع تئاتر ترسیم می کند، بیشترین سهم را به تماشاگر می بخشد و تمام سازوکار اجرایی آن در خدمت تبدیل تماشاگر منفعل و تابع به یک عامل وکنشگر اجتماعی است. تئاتر شورایی هفت تکنیک آموزشی دارد که عبارت اند از:
نمایشنامه نویسی همزمان
تئاترتصاویر (مجسمه)
تئاتر روزنامه
رنگین کمان امیال (آرزو)
تئاتر مجادله
تئاتر نامرئی ؛
تئاتر قانونگذار

هدف از ابداع این تکنیکها برداشتن مرز بین تماشاگر و بازیگر، و تبدیل هر دو طرف به تماشا- بازیگر(spect-actor) است تا یکسو بودن ارتباط، که به زعم بوال منشأ سرکوب است، از بین رود و «دیالوگ» جای «مونولوگ» را بگیرد. برخلاف تئاتر رایج «ارسطویی» که تماشاگر آن کاملاً منفعل است و قدرت عمل و اندیشه از وی سلب و به بازیگران تفویض می شود، همچنین فراتر از تئاتر «برشتی» که امکان تجربه را فقط «در سطح آگاهی» به تماشاگر می دهد، تئاتر شورایی اختیار همزمان اندیشه و کنش را به تماشاگران می سپارد. تئاتر شورایی بر این فرض استوار است که هر یک از ما فی نفسه بازیگر، و یا به تعبیری، «تماشا- بازیگریم» و با فعال شدن این توانایی عام در ما، ترغیب می شویم وضع موجود را بشناسیم تا بتوانیم برای دستیابی به وضع مطلوب تلاش کنیم. هریک از شیوه های این نوع تئاتر ضمن تجسم یک وضعیت ملموس اما ناخوشایند ، در تماشاگران انگیزشی قوی ایجاد می کند تا جای بازیگران را بگیرند و وضع موجود را به وضع مطلوب خویش بدل سازند.
استقبال و بهره گیری بیش از هفتاد کشور دنیا از این اسلوب آموزشی؛ برگزاری همایش سالیانه PTO (آموزشگری و تئاتر شورایی) در راستای بهره گیری از این شیوه در امر آموزش با حضور معلمان، روان درمانگران، مددکاران اجتماعی و مربیان سراسر دنیا؛ بهره گیری مؤثر از این شیوه در طرحهای ملی سوادآموزی؛ تألیف بیش از دوازده جلد کتاب توسط افرادی که از این تئاتر در حوزه سیاست، روان درمانگری، آموزش، فعالیتهای اجتماعی و... استفاده کرده اند و قابلیت فراوان آن برای فرهنگ سازی و آموزش اموری اجتماعی چون رعایت بهداشت، حفظ اموال عمومی و احترام متقابل به زبانی ساده و همه فهم، ضرورت توجه به این اسلوب کارآمد را در آموزش و پرورش کشورمان برجسته می سازد. بنابراین نخست لازم است امکانات این نوع تئاتر را بشناسیم، سپس با تکنیکهای آموزشی آن آشنا شویم:
ب) امکانات
موارد ذیل قابلیتهای آموزشی تئاتر شورایی محسوب می شوند:
1) طرح پرسشهای درست به جای ارائه پیام یا راهکار: تئاتر شورایی تفسیر، دیدگاه یا راهکار واحدی را به مخاطبان تحمیل نمی کند بلکه به گونه ای برانگیزاننده یک مسئله حیاتیِ آموزشی یا تربیتی را طرح می کند تا خود مخاطبان در صدد رفع آن برآیند و پیشنهادات خود را عملاً بر روی صحنه امتحان کنند.
2) دسترسی آسان همگان به این نوع تئاتر: طی یک کلاس دو ساعته، به کمک افرادی که هیچگاه تئاتر کار نکرده اند و با ساده ترین امکانات می توان موضوعی آموزشی یا پرورشی را در قالب یکی از تکنیکهای تئاتر شورایی به اجرا رساند.
3) کاربرد پیچیده تر تکنیکها و بازیهای ساده آن در حوزه هایی چون روان درمانگری: تکنیک رنگین کمان آرزو که یکی از روشهای تئاتر شورایی است، شیوه ای پربار، کارا و اعتماد برانگیز برای مشاوره با دانش آموزان و رفع شخصی ترین معضلات آنان در فضایی عمومی و همدلانه است.
4) خلق فضایی باز و آزاد برای گفتگو: تماشاگران هر بار پس از مشاهده راهکاری عملی بر صحنه، به تحلیل قابلیتها و محدودیتهای آن می پردازند و با آگاهی و اشراف بیشتر راهکارهای بعدی را امتحان می کنند. این گونه به طور غیر مستقیم و به صورت عملی نحوه گفتگوی درست و سازنده را با همدیگر می آموزند. بازیگران تئاتر شورایی نیز به جای تحمیل نظر و عمل محتوم شخصیتهای نمایشی به تماشاگر، خود را در معرض شرایط پیشنهادی او می گذارند. آنها خودشیفته نیستند و همچون بازیگران حرفه ای از اینکه جایگاهشان را از دست دهند و در حاشیه بمانند نمی ترسند. بازیگران تئاتر شورایی نه از ارضای حس خودنمایی بر روی صحنه، که از انگیزش دادن به تماشاگران برای بهبود وضع موجود لذت می برند.
5) از بین بردن حس رقابت ناسالم و مخرب: تئاتر دانش آموزی به شکل مرسوم آن به سبب وجهه جشنواره ای و رقابتی اش همواره به طور ناخواسته خطر اشاعه رقابتهای ناسالم و مخرب بین گروههای مدارس را به همراه داشته است. این قضیه در مورد گروه های برتر به سبب حساس تر شدن رقابت شان در مراحل بالاتر، شاید به عوارض بحرانی تری نیز بیانجامد. تکنیکهای تئاتر شورایی حتی اگر در رقابت کشوری تئاتر دانش آموزی نیز به خدمت گرفته شوند، از آنجا که مخاطبان را برای کنشها و اقدامات راهگشا تحریک می کنند، جز ایجاد حس همدلی و هم اندیشی در بین گروهها حاصل دیگری به دنبال ندارند.
6) ایجاد فضایی انگیزمندانه و پرنشاط: هدف تئاتر شورایی صرفاً فراهم کردن تجربه ای زیبایی شناختی نیست بلکه از خلال این تجربه تمرینی برای کنش در زندگی واقعی است. بنابراین هم گروه اجراگر و هم مخاطبان چون در پایان اجرای شورایی با همفکری و همکاری به کلیدی عملی برای رفع معضل در شرایط واقعی زندگی دست می یابند، ضمن کسب لذت زیبایی شناختی به یک نوع حس رهایی از فشار ذهنی و درونی می رسند که هیچ نوع شادی با آن قابل مقایسه نیست. توهمات و انرژیهای متراکم آنها- که همواره مخل امر آموزش اند- زدوده می شود و انگیزه اقدامات آگاهانه و مثبت در آنان به طرز شگفت انگیزی تقویت می گردد.
7) کشف استعدادها و پیشگیری از تبعیض: همه می توانند در یک اجرای شورایی مداخله کنند و این موجب کشف استعدادهایی می شود که شاید در شرایط عادی نامکشوف بماند. تجربه نشان داده است که این شیوه در رفع کمرویی، درون گرایی و افسردگی بسیار موثر است و همه موانع را در راه مشارکت از بین می برد. از این طریق اجرای تئاتر دانش آموزی دیگر در انحصار یک عده دانش آموز خاص نخواهد بود و همه می توانند آن را تجربه کنند. همچنین به علت خصلت جایگزینی نقشها در نمایش شورایی، همه می توانند با مداخله در نمایش، لذت ایفای نقش را بچشند و هنر بازیگری بر صحنه را تجربه نمایند.
8) تناسب با تمام سنین و اقشار: این نوع تئاتر - همچون زبان - عرصه های مختلف زندگی اعم از بهداشت و درمان، آموزش، عمران، فرهنگ، زیست محیط، مسکن، اقتصاد، سیاست و ... را پوشش می دهد و الگویی گره گشا برای استفاده تمام سنین و اقشار اجتماعی است. آگوستو بوال، مبدع تئاتر شورایی، طی نمایندگی چهار ساله اش 19 گروه تئاتر دائمی را فقط در شهر ریو دو ژانیرو و در میان اقشار مختلف مردم اعم از زاغه نشینان، دانش آموزان، کشاورزان، سالمندان، زنان، دانشجویان سیاه پوست، بیماران مبتلا به ایدز، نابینایان، کودکان خیابانی و نیز در اتحادیه ها، کلیساها، شوراهای محلی و مدارس تشکیل داد و به اتفاق همکارانش به آنان تکنیکهای تئاتر شورایی آموخت تا خود به حل مسائل خویش به این شیوه بپردازند. از آنجا که مبنای کار خلق محصولی نمایشی توسط یک مجموعه و نه تحمیل متنی از بیرون است، لذا با انتخاب و طرح موضوعهای متناسب می توان تمام مجموعه های آموزشی از پیش دبستان تا دانشگاه را با این نوع تئاتر پوشش داد.
ج) شیوه ها
تئاتر شورایی را می توان به هفت شیوه یا تکنیک اجرا کرد اما در اجرای هر کدام از این تکنیکها همواره باید به سه اصل توجه داشت:
o موضوعی (یا بهتر است بگوییم پرسشی)که در اجرای شورایی طرح می شود باید بسیار ملموس، چالش برانگیز و رفع آن به زعم معلم و دانش آموزان باید بسیار ضروری باشد.
o برای رسیدن به نتایج مطلوب قواعد بازی حتماً باید رعایت شوند.
o خود افراد مهمتر از تکنیکها هستند و تکنیکها باید در خدمت افراد باشند، نه برعکس. لذا تمام این شیوه ها را می توان و باید با شرایط، میزان درک و تواناییهای افراد تطبیق داد.

1) نمایشنامه نویسی همزمان: در این روش تماشاگران موضوع یا داستانی را به بازیگران پیشنهاد می دهند. بازیگران می توانند آن را بداهه سازی کنند یا نمایش را بنویسند و دیالوگها را حفظ کنند. نمایش شروع می شود و تا نقطه اوج، یعنی تا زمانی که باید یک راه حل پیدا شود، ادامه می یابد. دراین موقع بازیگران کار خود را متوقف می کنند و از تماشاگران می خواهند راه حل ارائه کنند. آنان راه حلهای مختلف را به ترتیب بازی می کنند، تماشاگران می توانند مداخله کنند و گفتار و حرکات بازیگران را اصلاح نمایند. بازیگران باید به عقب برگردند و پیشنهاد تماشاگران را عملاً امتحان کنند. به این ترتیب همزمان که تماشاگران نمایشنامه را «می نویسند»، بازیگران آن را به صورت تئاتری ارائه می دهند.
2) تئاتر تصاویر (مجسمه): در این شیوه از بدن برای بیان مضامین، عواطف و تمایلات استفاده می شود. مشارکت کنندگان برای انتقال موضوع انتخابی خویش با بدن خود یا دیگران «مجسمه» می سازند بدون آنکه کلامی با هم رد و بدل کنند. در این شیوه تماشاگر به شکل مستقیم تری دخالت می کند. از او می خواهند عقیده خود را در مورد یک موضوع معین که دیگر دانش آموزان آن را انتخاب کرده اند بیان کند (موضوع می تواند مفهومی- مثلاً امپریالیسم- یا بسیار مشخص و روزمره - مانند کمبود آب در یک محله- باشد). برای این کار او باید از بدن دیگران استفاده کند و یک ترکیب با چند مجسمه خلق نماید، طوری که به وضوح گویای عقاید و احساسات باشند. بازیگر باید با بدنهای دیگران به صورتی رفتار کند که انگار او مجسمه ساز است و آنها خمیر هستند. او باید حالتهای آنان را بسازد، حتی کوچکترین اجزای صورت را.
حرف زدن به کلی ممنوع است. بازیگر حداکثر می تواند با حرکات صورت منظورش را به «تماشاگر- مجسمه» القا کند. وقتی تصویر کامل شد، اجرای شورایی آغاز می شود: هر تماشاگر می تواند کل یا بخشی از مجسمه ها را تغییر دهد تا سرانجام تصویر کلی و مورد قبول همه به وجود آید. سپس از «تماشاگر- مجسمه ساز» درخواست می شود یک مجموعه دیگر بسازد تا راه حل ایده آل مسئله روشن شود. در مرحله اول تصویر واقعی نشان داده می شود و در مرحله دوم تصویر ایده آل. سپس نوبت «مرحله گذار» می رسد: اینکه چگونه می توان از مرحله ای به مرحله دیگر رسید، یعنی چگونه می توان واقعیت را تغییر داد. این بار نیز هرمشارکت کننده تغییرات مورد نظر خود را پیشنهاد می دهد.
این شیوه را می توان به اشکال دیگری نیز اجرا کرد:
o مجسمه هر بار با شنیدن صدای دست زدن شرکت کننده یک حرکت انجام دهد، فقط یک حرکت. به این ترتیب آرایش گروه مجسمه ها طبق تمایل شخصی هر شرکت کننده تغییر می کند.
o از هر شرکت کننده بخواهیم تصویر ایده آل را به خاطر بسپرد و به تصویر واقعی برگردد. سپس دوباره راهی را که به تصویر ایده آل منتهی می شود طی کند. به این ترتیب یک مجموعه تصویر در حال حرکت می بینیم و این تغییرات پیشنهادی را بعداً می توانیم تجزیه و تحلیل کنیم.
o وقتی مجسمه ساز کارش تمام شد از او می خواهیم خودش را نیز در میان تصویری که ساخته جای دهد. این باعث می شود که شخص صرفاً دیدی بیرونی از واقعیت نداشته باشد، بلکه خود بخشی از مجموعه شود و واقع بینانه عمل کند.

3) تئاتر روزنامه: در این شیوه از عنوانهای خبری روزانه در یک اجرای نمایشی استفاده می شود تا میزان «تغییر» رویدادها توسط روزنامه ها مورد بررسی قرار گیرد. با روشهای ساده زیر می توان اخبار روزنامه ها یا هر موضوع خام دیگری را به موضوع تئاتری بدل کرد:
o خواندن ساده: نخستین تکنیک تئاتر روزنامه عبارت از خوانش خبر به صورت واضح، صادقانه و بدون تغییر و اعمال نظر است. در این روش خبر را از صفحه آرایی روزنامه جدا می کنیم و با صدای رسا می خوانیم. سپس تأثیر نوع صفحه آرایی و محل درج خبر را به صورت شورایی بررسی می کنیم.
o خواندن ترکیبی: دو خبر را باهم می خوانیم به قصد آنکه اولی دیگری را توضیح دهد و به آن بعدی تازه ببخشد.
o خواندن کامل: به خبر جزئیاتی اضافه می کنیم که روزنامه آن را حذف کرده است.
o خواندن موزون: خبر را با ضرباهنگی شعری یا دِکلمه وار بخوانیم تا محتوای واقعی آن را آشکار کنیم.
o اجرای همزمان: حین خواندن خبر، بازیگران اعمال بدون کلامی انجام می دهند که خبر را نقض و یا تکمیل می کند. یعنی همزمان به خبر گوش می کنیم و چیزی می بینیم که نه تکرارآن، بلکه مکمل تصویری آن است.
o بداهه پردازی: به منظور بررسی قابلیتها و تنوع خبر، آن را بر صحنه بداهه سازی می کنیم
o زمینه یابی تاریخی: به خبر حوادث و صحنه هایی اضافه می کنیم که همان واقعه را در زمانهای مختلف، در کشورهای مختلف و در نظامهای اجتماعی مختلف نشان می دهد.
o تشدید خبر: خبر خوانده می شود و با آواز، حرکات موزون به کمک زنگوله، فیلم و اسلاید یا دیگر وسایل تبلیغاتی تأثیر آن را تشدید می کنیم.
o ملموس کردن پدیده های مفهومی: آنچه را یک خبر مجرد در خود پنهان کرده، ملموس و آشکار می کنیم. این مورد مبتنی بر مرئی کردن و محسوس کردنِ واژه ها یا حقایقی خاص از طریق استفاده از تمثیل، نمادها و یا هر معادل دیگری است.
o متن بیرون از زمینه: اجرای یک خبر بر روی صحنه خارج از – و یا در تضاد با- زمینه منتشر شده آن.
o قرار دادن خبر در زمینه ای واقعی: اجرای خبر مربوط به یک وضعیت نامطلوب با اشاره واقع بینانه به شرایط ایجاد این وضعیت.

پس از اجرای هر کدام از شیوه های فوق می توان جلسه شورایی برگزار کرد تا مخاطبان نیز راهکارهای خود را به صورت نظری و عملی در اجرا دخیل کنند.
4) رنگین کمان امیال (آرزو): تکنیکی است که بر موضوعات شخصی و روانشناختی تأکید دارد و به نیروهای درونی محدود کننده ای می پردازد که مانع از آزادی عمل فرد می شوند. از این حیث آن را با روان نمایشگری یا روان درمانی با تئاتر مقایسه می کنند. موضوع آن اتفاقی است که برای فرد خاصی افتاده است اما می تواند در مورد عموم افراد نیز صدق کند. در این روش از وضعیتی فردی و درونی به دریافتی جمعی و عمومی می رسیم.
یکی از شیوه های رایج رنگین کمان امیال «مبارزه با سرکوب» نام دارد. در این روش از مشارکت کننده ای خواسته می شود لحظه ای از زندگی را به یاد آورد که در آن ستمی بر او وارد شده اما او واکنشی به آن نشان نداده است. یعنی مخالف میل و آرزوی خود رفتار کرده است. این لحظه باید مفهوم خصوصی عمیقی داشته باشد.
سپس نقل کننده داستان از میان شرکت کنندگان تمام کسانی را که به بازسازی آن لحظه کمک می کنند، برمی گزیند. افراد انتخابی پس از آنکه توضیح و دستورات را از بازیگر اول گرفتند، صحنه را به همان شکلی که در واقعیت روی داده است، تحت همان شرایط و با همان احساسات بازی می کنند. پس از بازسازی، از بازیگر اول خواسته می شود تا صحنه را دوباره بازی کند. اما این بار نباید ستم را بپذیرد، بلکه باید با آن مبارزه کند تا به آرزو و خواست خود برسد. دیگر بازیگران باید همان روش سرکوب را حفظ کنند. به این ترتیب فرد درمی یابد که غالباً توان مبارزه را دارد اما چنین نمی کند. همچنین به نیروی واقعی فرد مقابلش نیز پی می برد. او بر روی صحنه با انجام عملی که در واقعیت نتوانسته انجام دهد، به خودآگاهی و خودباوری می رسد و آماده می شود تا با ستمهای بعدی مبارزه کند.
در جلسه شورایی پس از نمایش شرکت کنندگان و مخاطبان باید از این پدیده خاص فردی به قوانین اجتماعی پشت این پدیده که تعیین کننده آن هستند برسند.
5) تئاتر مجادله: این روش در سه مرحله انجام می شود.
o از فردی خواسته می شود تا داستان یا موضوعی را که حاوی معضلی اجتماعی یا درون گروهی است، بیان کند.
o بر اساس آن نمایشی ده تا پانزده دقیقه ای را که راه حل مسئله را در خود دارد، آماده یا بداهه سازی می کنند.
o در آخر جلسه شورایی تشکیل می شود و از تماشاگران خواسته می شود عقیده خود را درمورد این راه حل ابراز کنند.

در نمایش مجادله شخص مراسم گردانی حضور دارد که رابط بین بازیگران و تماشاگران است و به «جوکر» شهرت دارد، اما می توان از او به «مجری» نیز یاد کرد. مجری در آغاز از تماشاگران می خواهد که پس از دیدن نمایش نظر خود را درمورد عملکرد قهرمان نمایش بازگو کنند. معمولاً نمایش مجادله به گونه ای تنظیم می شود که قهرمان آن حق یا خواسته ای دارد، اما برای دستیابی به آن درست عمل نمی کند. بنابراین تماشاگران کمابیش با راه حل او مخالف خواهند بود. پس از شنیدن نظر تماشاگران مخالف و راهکار پیشنهادی آنان، مجری تماشاگران را دعوت می کند که نمایش را مجدداً ببینند اما این بار مخالفین می توانند هر جا که لازم دیدند نمایش را با گفتن کلمه «کافیه!» قطع کنند، جای بازیگر مورد نظر را بگیرند و عمل تئاتری را در جهتی که به نظرشان درست است هدایت کنند. بازیگران دیگر باید خود را با این موقعیت جدید تطبیق دهند و در همان لحظه تمام امکاناتی را که این پیشنهاد جدید به وجود آورده در نظر داشته باشند. مداخله هر تماشاگر نباید فقط کلامی باشد، بلکه باید برای حل معضل موجود راهکاری عملی را بر روی صحنه امتحان کند.
پس از آنکه مشارکت کننده پیشنهاد خود را عملی کرد، مجری از تماشاگران می پرسد که آیا او توانست مشکل را حل کند. در اینجا تماشاگران به تحلیل عملکرد او می پردازند، امکانات و محدودیتهای آن را می سنجند و راهکارهای مؤثرتری را پیشنهاد می دهند که بعداً امتحان می کنند.
باید اجازه داد تک تک تماشاگران تمام راه حلها را امتحان کنند و صحت آن را در عمل تئاتری آزمایش نمایند. کار تئاتر مجادله تحمیل تنها راه حل ممکن نیست، بلکه شرایط را برای کشف منطقی ترین و بهترین راه حل توسط خود تماشاگران فراهم می سازد.
با این روش افراد تشویق می شوند کاری را که در تئاتر تمرین کرده اند، در زندگی واقعی نیز به عمل درآورند.
6) تئاتر نامرئی: در این روش صحنه ای را خارج از مکانهای تئاتری و در میان افرادی که تماشاگر نیستند بازی می کنیم. افراد به صورت اتفاقی شاهد صحنه خواهند بود و نباید متوجه شوند که این یک نمایش است. برای اجرای تئاتر نامرئی بازیگران باید کل نمایشنامه یا رویدادهای نمایشی را حفظ کنند و تمرین کافی کنند تا تمام واکنشهای مردم را در بازی و حرکات خود در نظر بگیرند. سپس در تمرینها باید تمام دخالتهای احتمالی تماشاگران را پیش بینی نمایند. تئاتر نامرئی را باید در جایی عمومی و پر رفت و آمد اجرا کرد و تمام افراد آنجا را با این حادثه درگیر ساخت. حادثه ای که اثرات آن تا مدتها پس از نمایش ادامه می یابد. بازیگران باید فضایی را برقرار کنند که حاضران نه به صورت تهییجی، عصبی و شتابزده، بلکه در کمال آرامش و به شکلی منطقی دیالوگ و یا اقدامات عملی انجام دهند تا همگی به یک دیدگاه آگاهانه از مسئله برسند. فرق این نوع نمایش با انواع نمایشهای خیابانی در این است که بازیگران نه با تماشاگرانی خنثی، بلکه با شهروندانی کنشگر روبرو هستند.

7) تئاتر قانونگذار: این روش از احساس نیاز به «دستوری جامع» نشأت می گیرد که از تکرار پدیده های ناخوشایند در یک مجموعه جلوگیری می کند؛ دستوری که یکسویه، از بالا به پایین و تحمیلی نباشد و هر دو طرف مسؤلان و اعضای مجموعه در تصویب و رعایت آن نقش داشته باشند.
تئاتر قانونگذار در سه مرحله اجرا می شود:
o بررسی یک پدیده اجتماعی یا درون گروهی در یک موقعیت نمایشی
o کشف قانون پشت پدیده به صورت تعاملی
o تصویب و اعلام این قانون

ابتدا پس از توافق مسئولین مجموعه آموزشی در یک نشست رسمی، معضلی رفتاری یا پدیده ای مسئله ساز در قالب یک سؤال قانونی طرح و در یک پاکت رسمی به گروه تئاتری مجموعه منتقل می شود.
گروه این معضل را به روش «مجادله» و طی جلسه ای به نام «جلسه قانونگذاری» اجرا می کند. پیش از شروع نمایش «مجری» پاکتِ نامه قانونی را، که ظاهر ثابت و مشخصی دارد، در پیشگاه حضار می گشاید و محتوای آن را اعلام می کند و آنان را از دلیل اجرای نمایش آگاه می سازد. پس از اجرا، مخاطبان با مداخله های خود راه حلهای پیشنهادی را می آزمایند. در پایان «مجری» نمایش با همکاری حضار به یک جمع بندی می رسد و بهترین راه حل یا راه حلهای ممکن را به صورت قانون یا قوانینی پیشنهادی برای رفع و پیشگیری از تکرار آن معضل مکتوب می کند. این پیشنهاد یا پیشنهادات به شورای مسئولین منتقل می شود و آنان پس از توافق، بهترین پیشنهاد را ثبت و لازم الاجرا می کنند. سپس آن قانون توسط «مجری» نمایش و با حضور نماینده ای از مسئولین مجموعه در جمع اعضا رسماً اعلام می شود و دلایل انتخاب آن از میان پیشنهادات دیگر مطرح می گردد.
در مکانهایی آموزشی مانند مهدکودک ها یا مدارس پیش دبستانی، بهتر است قانون مصوب پشت کارتی رنگی مکتوب شود تا همواره با آن رنگ برای بچه ها یادآوری گردد. سپس در محلی که مرتبط با رعایت آن قانون است، نصب شود. هیچ یک از این قوانین مطلق نیست و به محض به سرآمدن اعتبار آنها، قابل تعویض خواهند بود.
در مجموعه های بزرگتر و حساس تر بهتر است کار نظارت بر جلسه قانونگذاری، جمع بندی نظرات و انتقال آن به مسئولین توسط یک «کارشناس حقوقی» انجام گیرد. اگر مسئولین یا نماینده آنان در جلسه قانونگذاری حضور یابند، قضاوت و تصمیم گیری آنان واقع بینانه و منطقی تر خواهد بود. و نکته آخر اینکه بهتر است از طریق تئاتر قانونگذار مسئله هایی طرح شوند که پس از تصویب قانون برای آنها، دو طرف مسئولین و اعضای مجموعه ملزم به رعایت شان گردند تا شبهه یکسویه و تحمیلی بودن ایجاد نکنند. ناگفته پیداست وقتی رأی و نظر افراد اعتبار قانونی پیدا کند، با شور و انگیزه وافر در حفظ و رعایت آن خواهند کوشید و اعتمادی راستین بین آنان و مسئولین به وجود خواهد آمد.
د) زمینه های کاربردی
تئاتر شورایی موقعیتی آموزشی فراهم می سازد که مبتنی بر گفت و گو و تشریک اطلاعات است. برای مثال گروهی که به اجرای تئاتر مجادله می پردازد درگیر آموزشی فعالانه و تحقیقی اشتراکی و دو سویه می شود. به واسطه این مشاهده و مشارکت فعال و دوسویه، هم بازیگران از تماشاگران می آموزند و هم تماشاگران از بازیگران. بنابراین شیوه های تئاتر شورایی نه تنها در عرصه پرورش و برای حل مسایل تربیتی، بلکه در امر آموزش مواد درسی نیز قابل استفاده اند و جذابیت و لذت امر یادگیری را در نظر شاگردان صد چندان می سازند. به عنوان مثال بچه ها می توانند گزارشها، کنفرانسها یا مقالات خود را با راهنمایی معلم به صورت تئاتر مجسمه عرضه کنند و با همکاری همکلاسیهای خود به تحلیل آنها بپردازند. همچنین می توانند برای درسهایی چون تاریخ، جامعه شناسی، روانشناسی، تعلیمات دینی، فلسفه و ... به صورت گروهی موضوع انتخاب کنند، با همکاری معلم آن را به نمایش مجسمه یا روزنامه تبدیل کرده، به تحلیل آن بپردازند. به منظور به کار گرفتن دایره لغات و جملات و یا برای حفظ اشعار و متون، دروسی چون زبان انگلیسی، عربی و ادبیات را می توان به روش «تئاتر مجادله» آموزش داد. بدین ترتیب تا حد ممکن قوه تخیل، ابتکار و درک دانش آموزان به جریان می افتد و مطالب ملکه ذهن آنان می شود. تفاوت تنها در این است که این نوع آموزش نه از راه شرح و گفتار بلکه به صورت غیر توضیحی و از راه تصاویر، ایماها، اصوات، حرکات و تجارب عملی و تحت شرایطی کاملاً اشتراکی انجام می گیرد. بنابر این نه تنها ضریب مقاومت منفی یا اخلال در امر آموزش را از جانب نوآموزان تا حد زیادی پایین می آورد، بلکه با سپردن فرصت اظهار نظر و ابتکار عمل به آنان، نگرش انتقادی نسبت به مطالب درسی را در آنان تقویت می نماید.
ه) نحوه عملیاتی کردن
تئاتر شورایی به راحتی و با کمترین امکانات در تمام محیطهای آموزشی قابل یادگیری و اجراست، مشروط بر اینکه هر آموزشگاه برای آموزش شیوه ها، انتخاب و نمایشی کردن سوژه ها و نظارت بر اجرای صحیح آنها نیاز به یک «مشاور نمایش» داردکه در این زمینه تبحر لازم را دارا باشد.
در پیش دبستانی ها و مهدکودکها می توان دو ساعت را در هفته به زنگ نمایش اختصاص داد و به واسطه شیوه های تئاتر شورایی به خردسالان نحوه حل مسائل را از طریق همفکری و همیاری آموخت. در ضمن معلم پس از پژوهش لازم می تواند با همکاری «مشاور نمایش» دروسی را نیز که قابلیت آموزش به این شیوه را دارند نمایشی کرده، آموزش دهد. در ضمن در طول سال می توان بنا به ضرورت، چهار تا پنج بار «جلسه قانونگذاری» برگزار کرد و از طریق تئاتر قانونگذار به صدور قوانین لازم برای مجموعه پرداخت.
در مدارس اعم از ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان می توان مقولات تربیتی را با اجرای تئاتر شورایی در کلاسهای پرورشی بررسی نمود. در صبحگاهها، پس از سخنرانیها، در مناسبتها و اعیاد در حیاط مدارس و در برابر صفها موضوعات مناسب را به شکل نمایش شورایی می توان عرضه کرد. درسهایی را که قابلیت نمایشی شدن دارند نیز می توان به پیشنهاد «مشاور نمایش» مدرسه و با توافق معلم به این شیوه آموزش داد.
همچنین هر از گاه و بنا به ضرورت «جلسات قانونگذاری» را می توان در حیاط، راهرو، نمازخانه یا سالن اجتماعات مدرسه به شیوه تئاتر قانونگذار برگزار نمود. برای حضور در جشنواره های تئاتر دانش آموزی، می توان به تشخیص «مشاور نمایش» مدرسه از میان تمام موضوعاتی که در طول سال در مدرسه اجرا شده اند، بهترین و تأثیرگذارترین آنها را انتخاب، تمرین و راهی جشنواره کرد و به همان شیوه شورایی در آنجا به اجرا رساند.
در دانشگاهها دانشجویان با تشکیل گروههای تئاتر شورایی و اجراهای مناسب می توانند تمام مسایل خود، اعم از آموزشی، صنفی، پژوهشی، فرهنگی و... ، را در یک «شرایط ایده آل گفت و گو» و به دور از هرنوع تشنج به این شیوه مورد مداقه و بررسی قرار دهند. حتی در تجمعات اعتراضی خود نیز به جای محکوم سازی و یا جبهه گیری در مقابل همدیگر یا در برابر مسؤلان، می توانند با همفکری و در کنار هم برای رفع معضل موجود راهکارهای عملی پیشنهاد کنند و بهترینها را برگزینند. در ضمن می توانند از مسؤلین دانشگاه نیز برای حضور در اجراها دعوت کنند، در فضایی دموکراتیک آنان را درجریان افکار و خواستهای خویش قرار دهند و در صورت امکان از آنان نیز همفکری و راهکار عملی بجویند. این گونه، روحیه و فضایی همدلانه بین دانشجویان و مسئولان برقرار می گردد، مطالبات به شکلی منطقی تر مطرح می شوند و با کلیدها و راه حلهایی که در جریان اجرا پیشنهاد می شود، بالطبع تحقق خواسته ها روند امیدبخش تری را طی خواهد کرد.
در فرهنگسراها جهت آموزش عمومی و ارتقای فرهنگ شهروندی در جامعه می توان تمام مسایل معیشتی، رفاهی، مسکونی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، تفریحی و... شهروندان را با تشکیل گروه و اجرای تئاترهای شورایی در فضایی مشارکتی و دوسویه بررسی نمود. همچنین برای بهره وری بهتر از طرحهایی که مسئولین قرار است در سطح اجتماع برگزار کنند با این نوع تئاتر می توان پیشاپیش بین مردم فرهنگ سازی کرد و زمینه و شناخت لازم برای رویارویی مثبت و آگاهانه آنان با چنین طرحهایی را فراهم ساخت. از این راه می توان شیوه های کارآمدی را برای صرفه جویی، امداد رسانی، حفاظت از محیط زیست، رفع معضلات خانوادگی، استفاده مناسب از وقت، استفاده درست از اموال عمومی و... به شهروندان آموزش داد. در خانه های فرهنگ و بوستانهای محلات با همکاری شورایاریها می توان مسایل محلی را با این شیوه بررسی نمود و با اجرای تئاتر شورایی فضایی با نشاط تر و همدلانه تر بین ساکنان محله برقرار کرد. شهروندان می توانند مهمترین خواسته های خود را با تشکیل جلسات قانون گذاری و اجرای تئاتر قانونگذار بررسی کنند و بهترین نتایج را در قالب پیشنهادات قانونی به مسؤلین مربوط بازتاب دهند.
و) همکاری مرکز هنرهای نمایشی
مرکز هنرهای نمایشی با برگزاری دوره های آموزشی تئاتر شورایی در سطح کشور می تواند به تربیت مربیانی توانا در این زمینه اهتمام ورزد و برای آموزش و نظارت بر اجرای درست این اسلوب در فضاهای آموزشی، چنین افرادی را آماده همکاری با مهد کودکها، مدارس ، دانشگاهها و محیطهای فرهنگی و هنری نماید. هر یک از این مربیان می توانند پس از توافق با یک مجموعه آموزشی، برای اجرای هر چه مفیدتر و کارآمدتر این طرح با بیشترین بهره های تعلیمی و تربیتی، برنامه ای هفتگی، ماهانه و سالانه در اختیار مسؤلین آن مجموعه بگذارند و بر این اساس با اسلوب تئاترشورایی در طول سال طرحهای تعلیمی و تربیتی را به اقتضای شرایط، الزامات، فضا و زمان موجود عملی سازند.
بدیهی است برای آموزش صحیحِ هفت نکنیک تئاتر شورایی و رفع هر نوع ابهام یا سوء تعبیر در مورد آنها، همچنین جهت سوژه یابی دقیق، تشخیص اولویتهای اجرایی، تطبیق با مواد درسی وآموزشی و از همه مهمتر نظارت بر نحوه اجرای نمایشها، هر مجموعه متقاضی، نیاز به یک «مشاور تئاتر شورایی» دارد و هماهنگی برای بهره گیری از او می تواند از طریق مرکز هنرهای نمایشی ایران میسر شود.

منابع:
آگوستو بوال، «تئاتر ستمدیدگان»، ترجمه نیکو سرخوش، پیام یونسکو، شماره 330، آبان 1377، ص37.
براهیمی، منصور، نگاهی به بنیانهای نظری آموزش و نمایش، فصلنامه خیال(فرهنگستان هنر)، شماره سوم، پاییز1381.
نوروزی، احسان، تئاتر مجادله، از کتاب چشم اندازهای بازیگری(مقاله هایی پیرامون روشهای گوناگون آموزش و تمرین)، نشر رسانش، 1381.
بوال، آگوستو، تئاتر مردم ستمدیده، ترجمه جواد ذولفقاری و مریم قاسمی، نشر نوروز هنر، 1382.
بوال، آگوستو، رنگین کمان آرزو (تکنیک تئاتری و درمانی آگوستو بوال)، ترجمه بهاره صیرفی، نشر نمایش، 1386.
بوال، آگوستو، بازیهایی برای بازیگران و نابازیگران، ترجمه حمید گرشاسبی، نشر حوزه هنری، 1378.
Babbage, Frances, Augusto Boal, Routledge, 2004
Boal, Augusto, Legislative Theatre, Routledge, 199

منبع مقاله:
«هویت در تئاتر: مجموعه مقالات» (به مناسبت سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر)، به کوشش مهدی نصیری، نشر نمایش، صص. 111 الی 120.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقایسه
علاقه مندی ها 0